چند روزی است که پرده شوم جنگ بر سر خاور میانه سایه افکنده
و شهر های سرزمین مقدس فلسطین از ناصره و الخلیل گرفته تا
اورشلیم و قدس زیر بار جنگ رفته اند و لبنان این کشور زیبای دیدنی
دستخوش ناآرامی شده و بیروت عروس خاور میانه زیر بار جنگ قد
خم کرده است.اگرچه ریشه ناآرامی های اخیر گروگان گرفتن چند
اسراییلی توسط فلسطینیها و حزب الله لبنان و عملیات اسراییل
برای آزادی آنان عنوان شده اما همه میدانیم که درگیری مسلمانان
و یهودیان(به عبارت بهتر اعراب و صهیونیستها) تاریخی دهها ساله
دارد.اسراییلیها مسلمانان را تروریست و آدمکش میدانند و وجود
آنان را برای ابقای موجودیت خویش خطرناک میشمارند.مسلمانان
نیز اسراییل رااشغالگر ومتجاوزمیخوانند و ایجادآن را توطئه استکبار
برای نا آرام کردن کشورهای اسلامی میدانند.از این روست که جدای
از برخی دیگاههای حکومتهای اسلامی اکثر مسلمانان هیچگاه
حاضر به پذیرش اسراییل به عنوان یک کشور نشده اند.
به همین علت است که برخی سردمداران کشور ما حذف اسراییل
را از نقشه جهان خواستار شده اند!اما آیا این بهترین راه حل برای
بحران خاور میانه است؟
فلسطینیها حق دارند.تجاوزات جنایتکارانه ارتش اسراییل به مردم
بی دفاع کرانه باختری و نوار غزه هیچ توجیهی ندارد.ترور شخصیتهای
برجسته فلسطینی مانند شیخ احمد یاسین و... نیز همینطور اما
آیا میتوان عملیاتهای استشهادی و انتحاری فلسطینیان و کشتار
اسراییلیها را توجیه کرد؟بسیاری این قبیل عملیاتها را موجه میدانند
زیرا اسراییل را از ریشه رژیمی دروغین و جعلی قلمداد میکنند.اما
آیا واقعا این طور است؟
از 1948 که اسراییل به وجود آمد بگذریم.آیا همه مردمان امروزکشور
اسراییل متجاوز و دشمن فلسطینیها هستند؟مگر نه اینکه بسیاری
از آنان با سیاستهای جنگ طلبانه دولت اسراییل مخالفند؟مگر نه
اینکه چندی پیش گروهی از خلبانان اسراییلی از دستور حمله به
مناطق مسکونی فلسطین سر باز زدند و البته محاکمه و محکوم
شدند.و این اقدام آنان مورد حمایت بسیاری از روشنفکران کشور
اسراییل نیز قرار گرفت.حقیقت این است که دیدگاه ما نسبت به
اسراییل باید مورد بازبینی قرار گیرد.کما اینکه اسراییلیها نیز باید
با دید جدیدی به مسلمانان نگاه کنند.
(جالب اینجاست که در همین ایران عده ای از داخل حکومت به این
بازبینی رسیده اند.دلیلش هم ایجاد رادیویی با نام کل داوود است
به زبان عبری به معنای صدای داوود.این رادیو در روز چندین ساعت
برنامه به زبان عبری برای یهودیان اسراییل پخش میکند و آنان را به
مبارزه با دولت اسراییل فرامیخواند)
برای صلح در خاور میانه لازم است شرایطی از سوی هر دو طرف
رعایت شود.مسلمانان و اسراییلیها:
1-خروج اسراییل از سرزمینهای اشغالی1967و بازگشت به مرزهای
تعیین شده 1948
2-ایجاد کشور مستقل فلسطین به پایتختی بیت المقدس(اورشلیم)
با اجازه به یهودیان برای عبور و مرور آزادانه در این شهر.
3-بر چیدن شهرک های صهیونیست نشین از مناطق فلسطینی
4-باز پس دادن مناطق اشغالی سوریه و لبنان و تعیین مرزهای این
کشورها با اسراییل با نظارت سازمان ملل
5-خلع سلاح گروههای شبه نظامی حزب الله لبنان و حماس و
همچنین خلع سلاح افراطیون صهیونیست.
6-آزادی اسرای فلسطینی و لبنانی در مقابل گروگانهای اسراییلی
7-به رسمیت شناختن کشور اسراییل توسط کشورهای اسلامی
و کشور فلسطین توسط کشورهای غربی و کنارگذاشتن خصومتها
8-جلوگیری از رفتارهای افراطی گروههای تندرو هر دو طرف
البته واضح است که برای تحقق این شرایط و ایجاد صلح میبایست
افراطیون هر دو طرف از حکومت کنار روند و صلح طلبان پای میز
مذاکره بنشینند.
وزير امورخارجه رژيم صهيونيستي: ديگر آتشبس امكانپذير نيست
جنگ خانمان سوز است و آتش افروز خانمان سوزتر / میرزا محمد مهرابی
شاخه گلی در دست میگیرم.میخواهم تقدیمش کنم به زنان
مظلوم این سرزمین.به مادران و خواهران و دخترانی که از
زندگی سهمی جز شستن و روبیدن و پختن و زحمت کشیدن
و از محبت سهمی جز فریادها و نعره های پدران و برادران و
مردانشان ندارند!میخواهم تقدیمش کنم به آنها که در جامعه
ما تنها به جرم زن بودن متهم اند.کتک خوردن و رنج کشیدن و
سکوت کردن و هیچ نگفتن و...نگویید که همین چند ماه پیش
روز جهانی زن را تبریک گفتیم که اگر در این سرزمین هر روز
هم روز زن باشد هیچ از بار رنج و محنت زنان کم نمیکند.بر
آن دستان رنج کشیده بوسه میزنم و شاخه گلم را تقدیم
میکنم به تمام زنان صبور فداکار و مظلوم ایران.
درود بر بانوی ایرانی که در زیبایی پنجه آفتاب است و در نجابت
مهتاب همیشه تابان.روز زن بر تمام زنان ایران مبارک باد.
هفتمین سالگرد هجدهم تیر را گرامی میداریم.در حالی که
دانشجویان بسیاری در زندان اند.موج تهدید و تعلیق و احضار
ادامه دارد.انجمن های اسلامی مرتبا با عناوین گوناگون در
دانشگاههای مختلف از سوی حراست و...مورد حمله قرار
میگیرند یا بسته میشوند یا غیر قانونی اعلام میگردند و
مهندس موسوی خویینی نزدیک به یک ماه است که درزندان
به سر میبرد.سوگواره جنبش دانشجویی گویا تمامی ندارد..
هجده تیر روز بغض فروخفته جنبش مظلوم دانشجویی بر همه
دانشجویان سرافراز و آزاده ایران گرامی باد....
در ضمن حتما به وبلاگ آزادی مهندس موسوی خوئینی سر بزنید.
بیانیه 976 امضایی دانشجویان دانشگاه قم تحول بسیار مثبتی است.مواد
آورده شده در این بیانیه میتواند راه نجاتی از وضعیت اسقبار این دانشگاه
باشد.اما سوالی که ممکن است به ذهن برخی برسد این است که چرا
از پنج هزار دانشجوی دانشگاه قم تنها 976 نفر حاضر به امضای این بیانیه
شدند؟چرا فقط بیست در صد دانشجویان بیانیه ای را که در آن تقریبا به
تمام مشکلات اساسی دانشگاه اشاره و حل آن از مسئولین خواسته
شده را امضا کردند؟عدم حضور حدود هشتاد درصد دانشجویان در امضای
این بیانیه را میتوان به چند علت دانست:
1-عدم اطلاع بسیاری از دانشجویان از وجود چنین برنامه و چنین بیانیه ای
البته این مورد چندان به ذهن نمیرسد.چرا که اطلاعیه های این نشست از
چند روز قبل در بر در و دیوار ها نصب شده بود بیانیه هم در دسترس تمام
دانشجویان بوده است.
2-هشتاد درصد دانشجویان هیچ مشکلی ندارند!این مورد هم بسیار بعید
به نظر میرسد,چه در دانشگاه قم که جامع همه نقص ها و کمبودهاست
هر دانشجویی به مشکلی برمیخورد.اگرکسی اهل شوروشوق فعالیتهای
دانشجویی باشد که از عدم اجازه فعالیت تشکلهای دانشجوی ناراضی
است واگر درسخوان و اهل مطالعه زیاد باشداز نبود کتابخانه چندان مجهز
و حتی یک سالن مطالعه!در دانشگاه دل تنگ است.اگرهوادار محیط زیست
باشد از استفاده از کامپیوتر های دیزلی در دانشگاه ناراحت است! و اگر
اهل عبادت و هدایت باشد که از نبود حتی یک مسجد در دانشگاه نالان
است و اگر روح بلند و آزاده داشته باشد از برخوردهای زشت برخی از
مسئولان با دانشجویان خصوصا در واحدخواهران(اینطوری که شنیده شده
است)آزده خاطر است(مانند دختر خانمی که در نشست با جسارت از این
وضعیت گفت)و اگر هم هیچکدام نباشد فقط خواستار زنده ماندن باشد
که از تعلل مسئولین در ساخت پل هوایی مقابل در دانشگاه(که نبود آن
تاکنون باعث کشته و زخمی شدن برخی دانشجویان شده)ناراضی است
با این اوصاف کدام دانشجوست که از وضع دانشگاه راضی باشد؟
3-اما علت دیگرعدم مشارکت درامضای بیانیه را میتوان ناامیدی دانشجویان
از اصلاح امور دانشگاه و بی اعتنایی آنان به این امر دانست....
گام بعدی:روحیه دادن به دانشجویان و زنده کردن امید در دل آنها برای
اصلاح وضع دانشگاه از طرق مسالمت آمیز و قانونی و پیشبرد اهداف
با روشهای آکادمیکی.
با همه این حرفها 976 امضا هم برای شروع عالی است.با همین تعداد
هم میتوان سایرین را به حرکت اصلاحی در دانشگاه پیوند زد.با 976 امضا
هم میتوان پرواز کرد.....
بیانیه ۹۷۶ امضایی را اینجا بخوانید.