تبليغاتX
تحریم انتخابات آریان
به عشق میهن به عشق آزادی

رمضان،موسم سراسر نور و رحمت،به ایستگاه آخر رسید.و چه صفایی داشت شهر خدا...آنگاه که سحرهایش را برمیخواستیم و با نوای گرمی که میخواند اللهم انی اسئلک من بهائک بابهاه و کل بهائک بهی اللهم انی اسئلک ببهائک کله آماده ورود به ضیافت الهی میشدیم و چون موذن ندای الله اکبر سر میداد،لب از خوردن و آشامیدن فرومیبستیم که این عهد الهی را به انجام رسانیم.و چون روز فرامیرسید،گرسنگی و تشنگی لذت­بخش بود اگر از برای خالق تحمل میشد.و نفسها همه تسبیح بود و خوابها همه عبادت.و روز کم­کم به عصر میرسید و چون غروب میشد،بر سر سفره با صفای افطار جمع میشدیم،و دلها همه سرشار از خدا بود.بر سر سفره افطار،که اگر ساده­ترین سفره باشد هم با شکوه­تر از رنگین­ترین سفره­های عالم است،با نوای گرم ربنا احساس پرواز میکردیم و چون موذن،اذان آغاز میکرد،گویی هاتفی ندا میدهد«پس بخورید و بیاشامید از نعمتهای الهی که خالقتان از شما قبول کرد صیام» و آنگاه بود که با اللهم لک صمت...روزه باز میکردیم.و رمضان موسم نزدیکی به خدا بیش از همیشه بود.شبهای قدرش چه با طراوت بود وقتی میخواندیم:سبحانک یا لااله الا انت الغوث الغوث خلصنا من النار یارب...

رمضان شهر خدا به ایستگاه آخر رسید.ماه بازگشت تمام شد و خوشا به روزگار آنان که تن و جان در این چشمه زلال الهی شستشو دادند.خداحافظ شهر خدا...

پیشاپیش فرارسیدن عید فرخنده فطر را به عموم روزه­داران تبریک عرض میکنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت   توسط آرین  | 

سال گذشته دانشگاه قم سال پرباری داشت.امیدهای بسیاری برای بهبود اوضاع نابسامان دانشگاه در سال آینده (امسال) به وجود آمد.اما تا اینجا که متاسفانه خبری از برنامه­هایی که امیدش را داشتیم نیست.هیچ تلاشی برای تشکیل انجمن اسلامی به چشم نمیخورد و به کمتر بندی از بیانیه نهصد و هفتاد و شش امضایی توجه شده است.در کنار همه اینها صحبتهای جناب حجه­السلام سعیدیان ریاست حراست دانشگاه در ویژه­نامه آغاز سال جدید هم که به خط و نشان کشیدن برای«تشکلهای دانشجویی»پرداخته بودند نشان داد که راه سختی در پیش است(اگر ویژه­نامه مذکور را یافتید حتما صحبتهای جناب ایشان را بخوانید) با این حال سکوت در برابر این وضعیت جز افزایش فشارها ثمری ندارد.باید فریاد زد.و البته نه تنها مسئولین دانشگاه قم که تمام متولیان آموزش عالی در کشور باید پاسخگو باشند.چه وزیر علوم،چه شورای عالی انقلاب فرهنگی و چه دیگران.من از طرف خود چند سوال را مطرح میکنم.

1- سیستم اداره دانشگاه قم چگونه و بر چه مبنایی است؟اگر جناب آیت الله قاضی بر مسند مدیریت تکیه دارند،سوال این است که ایشان چه سابقه دانشگاهی دارند.چرا باید فردی بدون هیچگونه سابقه دانشگاهی و آکادمیک(در بهترین حالت با سابقه نامشخص)بر مسند ریاست و مدیریت یک دانشگاه دولتی قرار بگیرد؟اگر فرد دیگری دانشگاه را اداره میکند،چرا مرتبا از آقای قاضی نامبرده میشود؟

2- در ادامه سوال اول،اصولا میزان نقش و نفوذ وزارت علوم،تحقیقات و فن­آوری به عنوان نهاد اصلی آموزش عالی در کشور در دانشگاه قم خصوصا در بحث مدیریت چقدر است؟میزان نفوذ جامعه مدرسین حوزه علمیه قم چطور؟چرا باید یک نهاد حوزه­ای آنهم با سابقه نه چندان خوب در رابطه با احترام به آزادی آکادمیک،چنین نفوذی در یک دانشگاه داشته باشد؟

3- مبنای اعمال نظریه زنگارگرفته تفکیک جنسیتی در دانشگاه قم چیست؟چرا باید در یک دانشگاه دولتی چنین قوانین متحجرانه­ای آنهم به این شکل کاملا مبتذل(و در بسیاری موارد خنده­دار) به اجرا درآید؟اگر بنا بر برخی ادعاها مراد از اعمال این برنامه رشد علمی در دانشگاه است،لازم است مسئولین دانشگاه میزان پیشرفت علمی دانشجویان به علت تفکیک را با آمار دقیق،واضح و صحیح مشخص کنند.در غیر این صورت توضیح داده شود که چرا با وجود فقر امکانات در این دانشگاه بودجه­های کلان صرف عملی کردن افکار قرون وسطایی آقایان معلوم­الحال و مجهول­الهویه میشود؟!

4- اعمال محدودیتهای شدید و غیر قابل تصور برای دانشجویان در دانشگاه قم چه توجیهی دارد؟چرا مسئول حراست دانشگاه اجازه دارد،هنوز تشکلی تشکیل نشده برای آن خط و نشان بکشد؟!اعمال محدودیتهای عجیب در سایت اینترنت دانشگاه هم از آن دسته اقداماتی است که اصولا ماهیت دانشگاه و دانشجو را زیر سوال میبرد.مسدود شدن سایتهای خبری­ای مانند بی­بی­سی فارسی با وجود آزاد بودن این سایتها در شبکه سراسری بدون شک توهین به شعور دانشجو و جایگاه دانشگاه است.

این البته بخشی از سوالهایی است که پیرامون مسئولان این دانشگاه قرار دارد.حال اگر پاسخی«قانع کننده» برای این سوالات موجود است،ما منتظریم.آقایانی که ادعای پاسخگو بودن و حمایت کردن از دانشجو را دارند،این گوی و این میدان.

دانشجویان دانشگاه قم دو راه بیشتر ندارند.یا سکوت کنند و دوران طلایی تحصیل در دانشگاه را با این وضعیت بگذرانند و یا فریاد بزنند و برای آزادی و حقوق از دست رفته­شان مبارزه کنند که در این صورت برای همیشه قهرمان خواهند بود.

روزهای سختی بر جنبش دانشجویی میگذرد.دانشگاه قم نیز برای نیل به آزادی آکادمیک و رسیدن به حقوق حقه خود تلاش میکند.در کوران استبداد به دنبال دریچه­ای هستیم تا آزادی...دست گرم یاری همه دانشجویان ایران و همه آزادیخواهان وطن را میفشاریم.ما را تنها مگذارید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت   توسط آرین  | 

سالها قبل البته نه خیلی دور،که تقریبا نزدیک به همین زمان خودمان،یادم می­آید که ماه رمضان صفا و شکوهی عجیب داشت.روزهای ماه مبارک،مردمی را میدیدی که با دهان و قلب روزه دار در تلاش بودند و نزدیک افطار که میشد،خیابانهایی را میدیدی مملو از جمعیت خداجو که میرفتند تا روزه­شان را نزد خانواده­شان افطار کنند.و تنها دقایقی پس از افطار بود که اگر از خانه بیرون میامدی و در خیابانها قدم میزدی،انگار که در این شهر کسی زندگی نمیکرد.سر شب بود اما خیابانها در سکوت و مغازه­ها تعطیل و کوی و برزن خلوت و این برای من صفای ماه مبارک بود.سفره با برکت افطار همه را میکشاند پای خودش تا برای ساعتی صفا و صمیمیت بر خانواده­ها حاکم شود و از تبعات آن شهر در سکوت فرو رود...

اینک اما چند سالی هست که کمتر این شکوه را میبینیم.چند سالی هست که دیگر وقت افطار همه مغازه­ها تعطیل نیستند.آدمهای زیادی را میبینی که مجبورند برای گذران زندگی از صفای سفره افطار پیش خانواده­شان بگذرند.آدمهایی را میبینی که مجبورند حتی از چند دقیقه حضور نزد خانواده برای افطار هم بگذرند.دیگر وقتی بعد از افطار در خیابانها قدم میزنی سکوت مطلق حکمفرما نیست.هنوز هستند کسانی که محل کارشان را ترک نکرده­اند.گویی صفای ماه رمضان کمرنگ شده و من ترسم از این است که مبادا کمرنگ و کمرنگ­تر شود.گویا فشار اقتصادی آنچنان به گروهی فشار آورده که...آقای احمدی نژاد،آقای وزیر،آقای وکیل،نمیدانم هرکس که در این ملک مسئول است،شما را به خدا نگذارید صفای لحظه افطار کمرنگ شود.شما را به خدا خلوتی خیابانهای دم افطار را به ما بازگردانید.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1385ساعت   توسط آرین  | 

«یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون» (بقره 183)

بنابر این آموزه شرعی بیش از یک میلیارد مسلمان یک ماه از سال را روزه میگیرند. از متن آیه میتوان دریافت که روزه نه فقط برای مسلمانان که بر ادیان پیش از آن نیز واجب بوده است. اما به چه دلیل روزه گرفتن واجب شده است؟

سنت گرایان هرگز به دنبال دلیل برای هیچ فریضه شرعی نبوده و نیستند.به زعم آنان فرایض را باید به خاطر فریضه بودنشان رعایت کرد و نه چیز دیگر.اما روشنفکران به شکل دیگری به این قضیه نگاه میکنند.از نظرگاه آنان دستورات شرعی،دلایل عقلی و منطقی خاص خود را به همراه دارند،که باید در کشف آن کوشید.برای فریضه روزه نیز دلایل فراوانی ذکر کرده­اند.سلامتی،همدردی با فقرا،بالا بردن تقوا و... .اما اگرچه میتوان در برخی موارد این دلایل را هم برای روزه داری مناسب دانست،اما آیا دلیل اصلی روزه همین هاست.اگر دلیل اصلی روزه حفظ سلامتی است،چرا بسیاری با روزه گرفتن دچار ضعف جسمی میشوند،و آیا رژیمهای غذایی مناسبتر از روزه وجود ندارد؟ اگر دلیل روزه همدردی با فقراست،چرا روزه بر همه گرههای فقرا و اغنیا و اقشار متوسط و ... واجب شده؟دلیل اصلی روزه را باید در چیز دیگر جست.در مفهوم تفاوت.در اینکه انسان به عنوان گل سرسبد خلقت،تفاوتی اساسی با دیگر جانداران دارد.اینکه انسانِ برخوردار از قدرت اختیار و آگاهی،توان این را دارد تا با آگاهی و اختیار در عین گرسنگی و مهیا بودن لذیذترین خوردنیها،نخورد و در عین تشنگی با وجود مهیا بودن بهترین نوشیدنیها ننوشد.گرسنگی و تشنگی کشیدن،ابدا فضیلت نیست.آنچه به روزه دار فضیلت میبخشد،استفاده از نیروی اختیار انسانی است برای اینکه تفاوت انسان و حیوان آشکار شود.اگر چنین نگاهی به روزه داشته باشیم،آنگاه سلامتی و همدردی با فقرا و دیگر دلایل روزه داری هم منطقی­تر میشود.

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را به تمام مومنان خداجو تبریک عرض میکنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت   توسط آرین  | 

آغاز سال جدید تحصیلی را به تمام دانشجویان عزیز و ارجمند تبریک عرض مینمایم.به تمام رهپویان علم و دانش و تلاشگران راه آزادی و حقوق بشر.امیدوارم سالی سرشار از موفقیت،بهروزی،شادکامی و سعادتمندی در پیش داشته باشید.بیایید در سال پیش رو در کنار تلاش برای علم­اندوزی در راه پیشبرد آزادیخواهی و اهداف عالی جنبش دانشجویی بکوشیم.رسیدن به آزادی آکادمیک را همه آرزومندیم.

+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1385ساعت   توسط آرین  |